زنی ميانسال نوزادی را در آغوش داشت و مرثيه سرايی می کرد.دو جنازه روبرويش لحاف پيچ شده بودند: بيا عروس بيست روزه ات رو ببين؛ پسرت رو ببين بچه ات رو؛ بابا. بابا......
داد و افغان زن با غم ناله های هم شهريانش در هم آميخته بود.دو دختر جوان سر در سينه هم بی تابی می کردند.دختر به خرابه های خانه شان می نگريست.و در اوج نا اميدی اميد داشت پدر و مادرش را زنده بيرون بکشند.
چه سخت است گريه مرد را ديدن.مردی محکم بر سر می کوفت و خدا را صدا ميکرد.ديگری دستان زخم شده و چاک خورده اش را نشان می داد و با التماس می گفت:« هفت نفر ازچهار ده نفر اعضای خونواده ام رو بيرون کشيدم بقيه موندن .با دستای خالی ديگه نمی تونم شما رو به خدا کمکم کنيد».آن سو تر مردی در سوگ پسر؛ دختر و برادر رشيدش گريه می کرد و ديگری سعی در آرام ساختنش داشت..
پيرزنی نالان خرابه های شهر را می نگريست و فرزندانش را يک به يک صدا می کرد.گزارشگر؛ منزل زوج جوانی را نشان ميداد که اجسادشان بعد از بيست ونه ساعت هنوز زير آوار مانده بود. هر دو در آغوش هم به خوابی ابدی فرو رفته بودند. گزارشگر ادامه داد: «اين جا يکی از قديمی ترين مناطق شهر بم است هنوز دست نخورده مانده و کسی برای کمک به زنده ها يا بيرن کشيدن اجساد کاری از دستش بر نمی آيد .تا صبح صدای ناله هايی هم به گوش ميرسيد حالا ديگر ناله ها هم خاموش شده اند.به اره آهن بر احتياج داريم: لودر و بولدوزر....... ».
تيتر روزنامه: «فاجعه فوق تصور است ملت کمک کنيد: زلزله ويرانگر بم......قديمی ترين بنای خشتی جهان به تلی از خاک تبديل شد........».
نمی شود انسان بود و از ديدن و شنيدن چنين فاجعه ای بی خيال دنبال روز مرگيها رفت.اگر دلت لرزيد و برای گونه های از سرمای کرخت شده کودکان مادر از دست داده؛پدران بی پسر؛بيوه زنان جوان؛ پيرزنان و پير مردانی که در غم عزيزان جوانشان تاب گريستن هم ندارند اشکی گرم و شور ريختی؛پتوی تازه لحاف کرده و نو ات را برايشان بردی: خرخ سفر به کربلا را که مدتهاست پس انداز کرده ای و منتظر زمان حرکت بودی با جان و دل تقديمشان کردی و گفتی امروز کربلای من «بم» است؛هزينه ازدواج ونيمی از جهاز عروسيت را برايشان فرستادی و......بدان که هنوز انسانی.آدمی را آدميت لازم است.وتو چه زيبا رسم آدميت را به جا می آوری.واينها جز اين که پيش کش الهی است چيز ديگری نخواهد بود.اجرتان پيش او محفوظ است و خود وعده داده که به چند برابر آن برايتان پاداش در نظر گرفته است.همان گونه که فرموده :«با هر سختی آسانی است .پس به درستی که با هر سختی آسانی است».
