تبليغاتX
معلمی از بهشت



شنبه 15 آذر1382

  • صورت مساله
  • «اين روزا اختيار دختر پسرا از دست مادر پدراشون در رفته.پسرم ۲۵ سالشه.بسکتباليسته. قدش ۱۷۰-۸۰.درسشم تموم شده.کار ميکنه با ماهی ۱۵۰ هزار تومن.براش يه خونه خريدم تو پونک.بهش ميگم دست دوست دخترتو بگير عروسی کن مستقل شو.ميگه :نميخوام.مگه عقلم کمه؟ميخواين منو از خونه بيرون کنيد به اسم مستقل شدن. من نمی خوام.واسه چی زن بگيرم؟با ماهی ۱۵۰ تومن.کدوم سرويس طلا رو ميتونم بگيرم برای زنم؟اين همه دختر از صبح تا شب.همشون زن من.عروس شما.!!!

    زن ادامه داد:هی بهش ميگم:اين دخترا رو نيار خونه .کاری نکن ايدز و هپاتيت بگيری.رنگ و وارنگ ريخته تو دست و پاش.اما مگه گوش ميکنه؟!!».

    اينها را خانم مسن شيک پوشی می گفت که ادعا می کرد دبير شيمی است.روی مبل اتاق انتظار  ولو شده بود.دکمه های کت کوتاهش را باز کرده بود.پليور قشنگی به تن داشت.آرايش نسبتا غليظ و بينی عمل کرده اش شايد سنش را کمی  کمتر نشان می داد. رو به منشی دکتر ادامه داد:

    اين جا مثل اروپا نيست که بيان راه و روش همه چی رو به بچه ها ياد بدن.ايدز و هپاتيت ميگيرن. کورتاژها هم که غير قانونی و غير بهداشتيه.اوقت دختر بيچاره به همين خاطر ممکنه تا آخر عمر از نعمت مادر شدن محروم بشه...!!!!».

    واقعا طرز تفکر و فرهنگ زندگی اش برايم جالب و عجيب بود.اگر تمامی جوانان ما از طريق خانواده ؛دولت؛ سازمان ملی جوانان يا هر متولی امر جوانان امکانات اين چنينی داشتند:شغل با حقوق حدود ۱۰۰ هزار تومان؛يک خانه کوچک ۵۰ متری يا به قول خانم يه سوئيت ۳۰ متری که مال خود آدم باشد و هر سال خانه به دوش دنبال مسکن نگردد.از کرايه دادن هم راحت باشد؛حتما ازدواج می کردند.چه طور پسر او نميتوانست يا نمی خواست مستقل باشد؟

    جواب کاملا مشخص است.خرج پسر او وهمپالگيهایش (منظورم جوانانی از همين قماش است) از ماهی ۱۵۰ هزار تومان بيشتر است.لذت دنيا را هم که می برند.پس ديگر لزومی به تشکيل خانواده و محدود شدن به زندگی زناشويی و بچه و ....نيست.

    زن همچنان به تحليل وضع موجود می پرداخت و همه مشکلات را ناشی از اقتصاد نادرست مملکت می دانست:«بی خود نيست سن ازدواج و آمار فساد اخلاقی بالا رفته!!جوون کجا می تونه با اين اقتصاد بيمار تشکيل زن و زندگی بده؟۹۹٪ جوونها مشکل مسکن دارن .وقتی ارزش يه خونه ۵۰ متری در عرض يک سال ۱۰ ميليون تومن بيشتر شده چه ميشه کرد؟».

    حرف و بحث بسيار است.موضوع فقط محدود به اقتصاد بيمار؛نا کارايی سازمان ملی جوانان؛.....نيست.مساله بالا رفتن سن ازدواج:افزايش روز افزون طلاق؛گرايش و ترويج فساد اخلاقی بين جوانان و نوجوانان با عوامل مهم ديگری در ارتباط است.از جمله:فرهنگ٬ مذهب٬ تحصيلات ٬ طبقه اقتصادی ٬ ..... اما آن چه مهم است فقط بيان صورت مساله  آن هم به طور ناقص نيست .مهم حل آن است.چه بايد کرد؟

     



    Link ::