تبليغاتX
معلمی از بهشت



شنبه 26 مهر1382

  • چهره های ماندگار
  • دو مساله باعث شد  اين مطالب را بنويسم.اول:سر مشق اين هفته استاد بود با اين مضمون که:

    اخرالامر گل کوزه گران خواهی شد

                                                     حاليا فکر سبو کن که پراز باده کنی

    دوم:ديدن افتتاحيه برنامه چهره های ماندگار.البته فقط  ارکستری که به خوانندگی حميد حامی خواننده جوان و تازه رو شده تلويزيون که  در وصف و به خاطر حضور اساتيد علم وهنر اجراشد.

    با خودم فکر کردم که ما آدمها بعد ازعمر متوسطی حدود پنجاه ٬شصت سال  وقتی که سرازير خانه ابدی می شويم  و پس از ساليان سال جسممان  به خاک تبديل شد ٬ چه چيزی را به يادگار می گذاريم؟

    اگر به قول سعدی بخواهيم نميريم بايد نام نکويی از ما به جا بماند چه  :

     مرده آن است که نامش به نکويی نبرند.

    واقعا چه انگيزه ای بايد در وجودمان پيدا شود تا خودمان را از پيله روزمره گیها   بیرون بکشيم و به فکر  در انداختن طرحی نو باشيم ؟

    اگر بخواهيم بعد ها در هياهوی زندگی ماشينی  و نسلی که به هيچ نمی انديشد نامی از ما برده شود از حالا بايد فکری به حال خودمان بکنيم.ببينيم در نيم سالی که گذشت تا چه اندازه به برنامه هاو وعده هايی که داده بوديم عمل کرديم؟نسبت به سال قبل و سالهای قبل تر از آن چه پيشرفتی  داشته ايم و چه ميزان بر علم و عملمان افزوده شده؟

    چوب خط عمر خيلی ها هر روز پر می شود و مجبور به بستن رخت آخرت می شوند٬ولی آن کس جاودانه است که هنری دا شته و عملی٬شهرتی داشته و علمی.

    از حالا به اين فکر کنيم که جا پای اساتيد علم و ايمان بگذاريم و در کسوت شاگردی بعدها بر کرسی استادی تکيه زنيم.

    به اميد روزی که ايران سراسر از چهره های ماندگار باشد  و نام ياد هيچ کس برای ما غريب و نا آشنا نباشد.    

     



    Link ::