دل تنگي آدمها هم مثل شادي ها و غمهاشون دووم نداره.وقتي كه خوب فكر مي كنم مي بينم دل ما بر خلاف حجم كوچكش به اندازه درياها وسعت داره .بعضي وقتها اون قدر بزرگه كه به تعداد ستاره ها ي آسمون مي شه توش مهر خوبان رو جا داد.عاشق شد و عشق رو با تمام عظمتش توي دل پنهان كرد.
ممكنه يه روز دلت براي تنهايي پيرزن همسايه بسوزه ؛ براي خواهر زاده ات كه توي عمر كوتاه پنج ساله اش دو بار زير عمل سنگين قلب رفته و خودشم خسته شده.
مي توني از خوشحالي همكارت خوشحال بشي.از غمش ناراحت.
دلت از حالا تنگ مسافرت بشه كه هنوز نرفته و در كنارته.يااز لطف خدا بهت كه فقط خودت ازش خبر داري شاد شاد باشي.
همه وهمه اين ها رو هم فقط تو گنجينه دلت بذاري و اگه خيلي بخواي خودت رو لو بدي تو خلوت خودت براي غمها و شادي هات اشكي بريزي ودعايي بكني.بازم مي بيني كه دلت هنوزم جا داره .هنوز مي توني توش محبت و مهربوني رو مهمون كني.اگه هم يه روز احساس كردي دلت داره تو سينه ات سنگيني مي كنه شروع مي كني به “دل تكوني“
غمهاتو مي ريزي بيرون.فقط به خوبيها فكر مي كني.درش رو باز نمي ذاري تا غصه هاي از راه نرسيده از حالا واسه خودشون جا پيدا كنن.بعد بالاي سر درش با خط قشنگ مي نويسی:
از پذيرفتن حسهاي غمگين و نا مهربان معذوريم.فقط خوبيها و محبت ها اجازه ورود دارند.
از اون به بعد ميزبان كينه ها نمي شي.ديگه غم فردا رو كه نمي دوني بهش مي رسي يا نه نمي خوري.غصه گذشته ات رو هم نبايد بخوري .چون آب رفته است و به جوي برنمي گرده.
حالا دلت سبك شده خيلي سبك.بلند مي شي وضو مي گيري و خدا رو به خاطر اين موهبت الهي دو ركعت نماز شكر توام با عشق مي ذاري.بعد ازش مي خواي چشمي بهت بده كه جز الطافش چيزي رو نبيني.پس قدر نعمت هاش رو داشته باش و غصه نخور.
اگرم غمي داري پنهانش كن براي خودت.نذار بقيه بفهمن.شبهايي كه تنها هستي با ستاره ها حرف بزن.غمها تو بيرون بريز تا برن پيش ستاره ها.از دور غمها چه كوچيك و بي قدرن.
اين نشانه ايمانه .مومن هميشه صورتش خندانه و غمش پنهان.پس مومن باش.تا هميشه.
