تبليغاتX
معلمی از بهشت



جمعه 16 بهمن1383

  • خداحافظ پرشیان بلاگ
  • سلام..روزی که وبلاگ نوشتن رابه پيشنهاد و تشويقهای مهدی شروع کردم فکر نمی کردم کار به اين جا بکشد.از اولين نوشته ام نزديک دوسال می گذرد: 

    ديباچه

    اول دفتر به نام ايزد دانا.
    بعضی وقتها حرفهايی هست که روی دل آدم سنگينی می کند و بايد به دنبال گوش شنوايی برای استماع آنها بود.يعنی کسی که حرفهايت را بشنود و بفهمدو مهم همين فهميدن حرفهاست.
    از درد سخن گفتن و از درد شنيدن با مردم بی درد ندانی که چه درد است.
    و نه شايد سخنان شيرينی باشد که شنيدنش برای ديگران خالی از لطف نباشد.
    من آشناييم با پرشين بلاگ را به فال نيک ميگيرم و اميدوارم اين آشنايی آغازی خوش و فرجامی نیک در پی داشته باشدوشما عزیزان مرا در جمع گرم خود پذیرا باشید.
    حضور مجلس انس است و دوستان جمعند وان يکاد بخوانيد و در فراز کنيد.

    حالا به خيال خودمان  کمی ارتقا درجه پيدا کرديه ایم و بی واسطه پرشين بلاگ می خواهيم به روز شويم. کلام اخر اين که به قول نسل سوميها:



    Link ::